تقدیم با عشق به پسرم دانیال...
عاشقانه هایم را عاشقانه برایت مینویسم تا هر کجای دنیا که باشی حس کنی کنار همدیگریم 
نويسندگان

پسرم

عزیزم

دلبندم

دانیالم

چه حس خوبی است از تو گفتن وبرای تو و بخاطر تو نوشتن

و شیرین است این حس مادرانه حسی پر از تپیدن از خود گذشتن و با عشق لحظه ها را سپری کردن

روزها یکی پس از دیگری سپری میشود

روزهایی که تو روز به روز علاقه ات به فضا بیشتر میشود و شاید حتی در کانال های علمی به دنبال دیدن منظومه شمسی کهکشان راه شیری و..... باشی

این همنمونه دیگری از شبیه سازی کیف کوله فضاییتعجب

دانیال جمالی

انقدر علاقه نشون میدی که پدرت برات یک تلسکوپ خرید و تو تونستی ماه و گودالهاش را به و ضوح ببینی

دانیال و تلسکوپ

دلبندم

دانیال و تلسکوپ

با ورود این تازه وارد کار بابا افشین بیشتر شده چرا که باید یه زمانی را بذارد برای رفتن به پشت بام و رصد واین کارها ...و البته بیشتر شدن اطلاعات  من و بابا بخاطر سوالهای شما

پی نوشت :یه سوالی که ذهنم رو یه وقتهایی مشغول میکنه اینه که آیا تا بزرگی این حس ادامه داره و علاقه به فضا و منظومه شمسی تا کجا ادامه دارهمتفکر

شایدم مثل خیلی از علاقمندیهای دیگه یه دوره ای داره پسرم و در نهایت اینکه ما هم به منظومه شمسی علاقمند تر شدیم و در هر جایی اطلاعات یا فیلمی میبینیم مشتاقانه توجه میکنیمنیشخند

 

[ چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مامان ندا ]

سلام پسرم

دلبندم

وارد ماه شهریور شدم و من در فکرم که چقدر سریع 6 ماه از سال سپری شد

دانیال

پسرم دانیال علاقه تو به فضا روز بروز بیشتر میشه

چند وقت پیش در هنگام خواب نیمروزت از من سراغ دستکشهای آبی ات را که در زمستان میپوشی گرفتی وآ وردن دستکش همانا و از صبح تا شب با دستکش بودن همانا میگی دستکش های فضایی(فضانوردان) هست و گاهی وقتها قبول میکنی درش بیارم اما موقع خواب باید دستت باشه و ماسکت به سر و من منتظر تا خوابت سنگین بشه و ازت جداش کنم

دانیال فضانورد

عزیزم این روزها اخلاقت دچار دگرگونی شده

برای بیرون رفتن از منزل مخالفت میکنی و وقتی با هزار  طرفند به بیرون میریم میگی چرا گریه میکردم یا چرا نمیخواستم بیام

در پارک مثل قبل توی صف تاب می ایستی اما وقتی سوار میشی و کسی بخواهد سوار بشه میگی من پیاده نمیشم  جالبه تا چند وقت پیش یا سراغ کسی را میگرفنی سوار بشه یا تا کسی می آمد پیاده میشدی

وقتی به یک جمع یا مهمونی میریم خیلی خوشت نمیاد دوست داری کنارت باشم و شاید در بدو ورود حتی گریه کنی

 

دانیال جمالی

و من مثل همیشه به فکر فرو میروم که چگونه لحظه هایت را شیرین تر کنم

[ چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مامان ندا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

...دانیالم برای تو مینویسم تا بدانی لحظه هایی را که با هم گذراندیم ....عزیزم 22 اردیبهشت1390 برایم مقدس است . روزی که هوای نفست را با تمام وجودم استشمام کردم ونام دانیال(خدا حاکم من است)را برایت نهادم/پسرم دوستت دارم...
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed