تقدیم با عشق به پسرم دانیال...
عاشقانه هایم را عاشقانه برایت مینویسم تا هر کجای دنیا که باشی حس کنی کنار همدیگریم 
نويسندگان

سلام عزیزتر از جانم...

هفته ای که گذشت من تو و بابایی سه تایی رفتیم سفر...

خیلی خوش گذشت اول به روستای ابیانه رفتیم و در برگشت هم یه سر به کاشان زدیم

حالا میخوام به ترتیب برات بگم چی شد ...چشمک

آغاز سفر....

روز پنج شنبه نزدیک ظهر سه تایی به سمت ابیانه حرکت کردیم/عزیزم تو خیلی در سفر خوب با شرایط کنار می ایی/وقتی ساعتها در ماشین هستی و خسته میشی و میدونم حوصله ات سر میره ولی اعتراضی نمیکنی وباز هم من از تو سپاسگذارم

بعد از ظهر رسیدیم ابیانه

اَبیانه روستایی در ۴۰ کیلومتری شمال غربی نطنز، در دامنه کوه کرکس است. این روستا بلند ترین نقطه مسکونی در ایران است و جای خوش آب وهوا و خوش منظره ای است

خلاصه مستقیم رقتیم هتلی که رزرو کرده بودیم و تو در همان ورودی هتل آنچنان محو مرغ مینا شده بودی که با تمام خستگیهات دوست داشتی ساعتها اونجا بایستی

 

دانیال در ابیانه

خلاصه بعد از یک استراحت کوتاه به سمت روستا حرکت کردیم

مثل تصورم زیبا بود

وتو ....تو هم انجا را دوست داشتی من از برق نگاهت از شادی ات از قدمهایت از محو شدن نگاهت در طبیعت فهمیدم ...از هیچ چیز نمیگدشتی نگاه به آب/دیوارهای گلی/زمینهای خاکی/....همه چیز توجهت را جلب میکرد

دانیال در ابیانهدانیال در ابیانه

 

 

کوچولوی دوست داشتنی من

وقتی برمیگشتیم هتل میگفتی ده /یعنی بریم روستا معلوم بود خیلی لذت میبردی

عزیزم لحظه های هم بود که پاهای کوچولوت خسته میشد ودستان همیشه باز من و پدرت تو رو در اغوش میکشید/یا افتاب میشد وتو از چیزی نمیگدشتی و با طرفندی باید تو رو به سمت هتل میبردیم این خستگیها در مقابل تو و شادیهایت برای ما بسیار  بسیارگذرا بود

دانیال چمالی در ابیانه

روستا بچه های بسیار مهربونی داشت بچه هایی که با همه وجودشون لبخندشون رو با تو تقسیم میکردند ووقتی ازشون خواستم با تو عکس بندازن همه اونها سریع کنارت ایستادند/تو هم از کنار اونها بودن لذت بردی

دانیال و بچه های ابیانه

عزیزم/فرزندم

در راه برگشت به کاشان و باغ فین رفتیم

دانیال در باغ فین

 

در باغ فین هم لذ ت بردی و به تک تک فواره های آب دست میزدی یا  پایت را توی حوضها میذاشتی/البته بیشتر دوست داشتی دست بزنی

دانیال و فواره فین

 

من و بابایی هم از لذت بردن تو کیف میکردیم ناگفته نمونه تو این سفر نسبت به سفر قبلی که به اضفهان و باغ پرندگان رفتیم خیلی تغییر کرده بودی مثلا دنبالت به سرعت باد نمیدوییدیم و بیشتر به حرفهامون گوش میکردی این یعنی ....آقا دانیال بزرگتر شده

خلاصه سفر خوبی بود خدایا سپاسگذارم...

اینم عکس شما در ماشین

دانیال در سفر

                        دوست داشتنی من دوستت دارم

[ سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مامان ندا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

...دانیالم برای تو مینویسم تا بدانی لحظه هایی را که با هم گذراندیم ....عزیزم 22 اردیبهشت1390 برایم مقدس است . روزی که هوای نفست را با تمام وجودم استشمام کردم ونام دانیال(خدا حاکم من است)را برایت نهادم/پسرم دوستت دارم...
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed