تقدیم با عشق به پسرم دانیال...
عاشقانه هایم را عاشقانه برایت مینویسم تا هر کجای دنیا که باشی حس کنی کنار همدیگریم 
نويسندگان

سلام  پسری

 

دانیال جمالی بدر

مدتی هست که وقتی خونه نباشیم  وجایی میریم یا حوصله ات سر میره یا در مسیر طولانی در ماشین هستی و....

دلت بدجوری هوای خونه و اتاقت و تختت و تمام چیزهایی که داری رو میکنه...

البته من حس میکنیم از وقتی شبها تنهایی تو اتاقت میخوابی و مستقل شدی احساست به خونه و اتاقت و... بیشتر شده اینکه این اتاق فقط مخصوص شماست...

حتی وقتی میریم کرج پیش آدا و مامان اشی تعجب

یا میخواهیم جایی بریم که نزدیک نیست

یه نفس میگی خونه من...خونه من ...خونه من....یا  اتاق من ....تخت من ...ابو(تاب)من

عزیزم این یعنی خیلی خونه را دوست داری ...

و خوبیش اینه که برای رفتن به خونه و جدا شدن از آدمهایی که دوسشون داری بیقراری نمیکنی

البته ناگفته نمونه برای جدا شدن از خاله مهربون وجدیدت باید به راههایی متوسل بشم که بیقراری نکنی...در ضمن علاقه ات به خاله ثمینه خیلی بیشتر شده به طوری که با ثمینه جون به طبقه پایین میری و در هنگام دور شدن از من  هیچگونه ناراحتی در چهرت نمایان نیست ...کاش بتونیم وقتی خاله هم یه روز نی نی اورد بیایم و دنیاشونو پر از لذت کنیم 

خلاصه اینکه تقریبا خودت کاراتو میکنی مثل لباس در اوردن _دمپایی پا کردن_و من تا اونجایی که بشه دخالت نمیکنم تا بتونی پایه های استقلالت رو محکمتر بنا کنی

دوستت دارم پسری

 

[ سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مامان ندا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

...دانیالم برای تو مینویسم تا بدانی لحظه هایی را که با هم گذراندیم ....عزیزم 22 اردیبهشت1390 برایم مقدس است . روزی که هوای نفست را با تمام وجودم استشمام کردم ونام دانیال(خدا حاکم من است)را برایت نهادم/پسرم دوستت دارم...
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed