تقدیم با عشق به پسرم دانیال...
عاشقانه هایم را عاشقانه برایت مینویسم تا هر کجای دنیا که باشی حس کنی کنار همدیگریم 
نويسندگان

دانیال کوچولوی من

عزیز دل مامان ندا

این روزها یکی از اخلاقهای جدیدت اینه که وقتی تو اتاقت هستی و برای کاری به آشپزخانه یا پذیرایی میرم

میدویی دنبالم و میگی منو تنها نذاری ها....

منم میگم ما وقتی توی یه خونه هستیم پس تنها نیستیم...اما فرقی نمیکنه

چند روز پیش ظهر خواب بودی کمی که از خوابت گذشت بهت سر زدم و به دستشویی رفتم ناگهان صدای گریه تو رو شنیدم وقتی بیرون اومدم ازاتاقت تا به من برسی گریه میکردی و میدویدی ...

عزیز دلم فکر میکنم این اضطراب جدایی از مادر برای همه بچه ها پیش میاد و این هم دوره ای داره که البته تو این شرایط من باید کارهای خونه را هم بیشتر از قبل در کنار تو انجام بدم و یا وقتی خوابی ...

دانیال جمالی بدر

دانیالم از وقتی تو اتاق خودت میخوابی وقتی شب بیدار میشی  ومیگی مامان من پیشتم اما چند وقت پیش خواب دیدی و با گریه تو بیدار شدم از اون شب نصفه شب میبینم بالای سرم ایستادی بغلت میکنم به اتاقت میبرمت میخوابی یا اگه چند بار بیدار بشی وحضور من رو بخوای پیشت میخوابم

میبینی پسرم

تو  تمام لحظه های من رو در دستهای کوچک و مهربونت گرفتی

و میدونم روزی که این پست ها رو دوباره بخونم تشنه همین لحظه ها میشم

لحظه هایی که فقط و فقط خودم میتونم درکش کنم

[ سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ مامان ندا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

...دانیالم برای تو مینویسم تا بدانی لحظه هایی را که با هم گذراندیم ....عزیزم 22 اردیبهشت1390 برایم مقدس است . روزی که هوای نفست را با تمام وجودم استشمام کردم ونام دانیال(خدا حاکم من است)را برایت نهادم/پسرم دوستت دارم...
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed