تقدیم با عشق به پسرم دانیال...
عاشقانه هایم را عاشقانه برایت مینویسم تا هر کجای دنیا که باشی حس کنی کنار همدیگریم 
نويسندگان

پسرم دانیال

امسال جشن تولدت را در کارگاه مادر و کودک برپا کردم

و تمام تلاشم را برای خوشحالیت انجام دادن و از یکی از دوستهای خوبم که در تزیینات جشن تولد مهارت دارد خواستم تا برام  تم پو و دوستان را به همراه عکسهات آماده کند

دانیال جمالی بدر

روز پر از تحرکی داشتم

 

 

تهیه کیک /آبمیوه/ذرت/ وسایل تولد/وحمل ان تا کارگاه که البته بابا آدا مارو تا کارگاه برد و مامان اشی هم وجودش خیلی بهم کمک کرد

 

وقتی رسیدیم و بچه ها دورت جمع میشدن  و شلوغی بودخیلی خوشت نمیومد یعنی دوستداشتی کنارت باشم

دانیال جمالی

 

و لی یکم که گذشت و دیدی کادو در کاره و کسی جیغ نمیزنه و در یک جمله همه چی آرومه با محیط وقف پیداکردی ولذت بردی

دانیال جمالی بدر

وقتی هم میخواستیم برگردیم بابا ی مهربونت دنبالمون اومد و همچنان مراسم دوم در منزل برگزار شد

دانیال جمالی

در منزل بابا جلیل _مامان ملوک _ عمه فرح_ بابا آدا و مامان اشی در شادی ما شریک بودند

در کل روز و شب خوبی بود و امیدوارم بهت خوش گذشته باشه پسر کوچولوی 3 ساله منقلب

 

پی نوشت:من حس میکردم مادر دامادم و در کل یه جورایی حس و جال خا صی داشتمنیشخند

 

[ چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ مامان ندا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

...دانیالم برای تو مینویسم تا بدانی لحظه هایی را که با هم گذراندیم ....عزیزم 22 اردیبهشت1390 برایم مقدس است . روزی که هوای نفست را با تمام وجودم استشمام کردم ونام دانیال(خدا حاکم من است)را برایت نهادم/پسرم دوستت دارم...
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed