تقدیم با عشق به پسرم دانیال...
عاشقانه هایم را عاشقانه برایت مینویسم تا هر کجای دنیا که باشی حس کنی کنار همدیگریم 
نويسندگان

سلام  پسرم

دانیال جمالی

دوباره شب شده

من ولیوانی چای و موسیقی وبلاگت در گوشم و هر آنچه با هم می گذرانیم در فکرم...

روزهای پایانی ماه رمضان را سپری میکنیم  و بعضی از کارهامون به یه نظم مشخص رسیده

مثلا با بو سه تو بیدار شدن /در رختخواب کمی تلویزیون دیدن/سراغ لباسشویی رفتن /صبحانه با نوای لباسشویی/آب بازی در سینک /رفتن به پشت بام و...

پسرم

عزیز دلم

یادته تو یکی از پستهای قبلی برات گفتم یکم حوصله ام کم شده

میدونی پسرم این روزها یکم اخلاقت تغییر کرده

دانیال جمالی

خب اقتضای سنت هست /یه جورهایی بعضی وقتها یه کارهایی میکنی که واقعا وقتی نمیمونه که فکر کنم چجوری بهتره باهات برخورد کنم

اما تصمیم گرفتم اینجور موقع ها فکر کنم دانیالم و از دید تو فکر کنم و راه چاره ای که جواب میده را به ذهنم بیارم...

پسرم یه وقتهایی فکر میکنم آرامش و آرام بودن مخصوصا در مقابل اتفاقهای کوچک و بزرگ خیلی میتو نه کمک کنه که آدم درست فکر کنه درست تصمیم بگیره و درست ببینه

این موضوع رو کلی میگم نه به خاطر برخورد با شما /حس میکنم آرامش داشتن و روش کار کردن جدا از اون حس خوبی که به آدم میده به انسانهایی هم که باهامون در تعامل هستندهم حس خوبی  میده...دارم رو خودم بیشتر کار میکنم ...

خلاصه مامانی روزها میگذرن خیلی سریع و تو این روزها مامان ندا کنار تو خیلی با تجربه تر شده و تلاش میکنه که برات درست مادری کنه...

دانیال جمالی

پی نوشت :

بعضی وقتها از یه کارهایی لذت میبری که  اون حس خوبی که داری منو ثابت قدم میکنه خیلی چیزا رو فراموش کنم و با تو کودک بشم

دانیال جمالی

پی نوشت 2:سرگرم شدنت با پلاستیک سطل هم میتونه یه تایم طولانی مشغولت کنه و من با رضایت کامل به کارام میرسمنیشخند

دانیال جمالی

 

 

[ چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ مامان ندا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

...دانیالم برای تو مینویسم تا بدانی لحظه هایی را که با هم گذراندیم ....عزیزم 22 اردیبهشت1390 برایم مقدس است . روزی که هوای نفست را با تمام وجودم استشمام کردم ونام دانیال(خدا حاکم من است)را برایت نهادم/پسرم دوستت دارم...
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed