پس از روزها...

سلام مامانی

شاید یک هفته ای باشه که چیزی برات ننوشتم اما باور کن هر شب میام و به وبلاگت خیره میشم اما نمیدونم چی بنویسم یعنی راستش دلیلش رو میدونم و اینکه الان سالمی باز هم میگویم خدایا سپاسگذارم

هفته پیش با اینکه همه کنارت بودیم ناگهان سرت خورد به چهارچوب در و ...

شب سختی بود برام میدونم سخت تر از تو به من گذشت ....

دانیال جمالی بدر

دوست داشتنی من شاید به همین دلیله که یه مدت نتونستم بنویسم ...

اما ...

وقتی فکر میکنم چه خوبه که الان مشکلی نیست و آروم کنارم خوابیدی باز هم خدارا شاکرم

خدایی که شاید هیچ وقت نتونستم اونجوری که به من لطف کرده شاکرش باشم

خدایا سپاسگذارم از اینکه این همه برایم خوبی از اینکه لطف میکنی و لطف نمیخواهی از اینکه پسرم /دانیالم سلامته از اینکه...

و بی نهایت است الطافت در قالب نوشته نمی اید .....

میبیننی پسرم یکی از همان لطفهای بی کران تویی تو که مرا مادر و عشق را در نگاه مادرانه برایم ساختی...

بخاطر همه چیز سپاسگذارم پسرم

/ 1 نظر / 5 بازدید
مامان ارشیا

عزیزم من شما رو لینک کردم[لبخند] ببوس پسر گلت رو [بغل]