ازخرید کفش رسیدیم به آب بازی!!!

سلام وروجک دوست داشتنی

دیروز من شما و بابایی رفتیم برات کفش بگیریم

اما مگه قبول میکردی که کفشهارو تو پاهات تست کنیتعجب

فکر کنم دلیلش اینه که کفشهای قبلیتو خیلی دوست داریمتفکر

کارمون به جایی رسید که صاحب کفش فروشی کفی داخل کفش رو داد که بذارم کف پاتکلافه

چی بگم دیگه بغل بابا بودی و بلند جیغ میزدی نه ...البته وقتی با هزار طرفند دیدم کفی کفش از پاهات 2 شماره بزرگتره با بابا تصمیم گرفتیم دیگه جایی نریم وبیخیال کفش بشیمناراحت

اما.....

تو همون لحظه ها از طبقه بالای پاساژ حوض آب رو در طبقه پایین دیدیاوه

بابایی هم دید بیقراری گفت بریم پایین ...

دانیال جمالی بدر

اما پایین رفتن همانا و اب بازی و به خونه نیامدن همانا...

دانیال جمالی بدر

خلاصه دیدیم جورابات خیس شده به هوای جورابات که در بیارم با حرکتی پیروزمندانه بغلت کردم اومدیم طبقه بالا اما ....بیخیالش نشده بودی از تو رفتن از ما نرفتن

بین طبقه دوم و سوم انقدر بالا و پایین رفتی که باورت شد آب رو پیدا نمیکنی

خلاصه این بار پیروز شدم تا تو رو تا ماشین بیارم منظور از پیروزی بدون گریه هست البته زورت هم ماشااله زیاده میتونی خودتو از بغلمون بندازی بیرون...

جالبه تو از اب بازی سیر نمیشی روزی چند بار کنار سینک و حمام ذره ای از علاقه ات به آب رو کم نمیکنه

باز هم مثل همیشه...

من از وروجک بازیهایت ازشیطنت هایت نمیتوانم ونخواهم توانست برای تو متفاوت شوم و همیشه برایت مامان ندای همیشگی ام

مامان ندایی که دوست داره همیشه تورو به آرامش برسونه و هر لحظه آرامش را جستجو کردی بتوانم با یک دنیا عشق مادرانه آرامش را به تو تقدیم کنم بهترینمقلب

/ 2 نظر / 11 بازدید
حامد

واقعاً برا بچه كفش خريدن سخته .... اين داستان حالا حالا ها ادامه داره :)

مريم

سلام و يه دنيا تبريك : اول به خاطر داشتن دانيال ناز و خوشگلت، بعد براي اين همه خوش ذوقي ! راستشو بخواي من به دانيال حسوديم شد ، البته منم براي بچه هام دفتر خاطرات دارم ولي كار تو يه جور ديگه موندگاره. پسرت از چشماش يه دنيا شيطوني ميباره كه فكر كنم به مامانش رفته!!! راستشو بخواي چهره باباش خيلي يادم نيست ولي فكر كنم يه جورايي شبيه هر دوتونه ولي خيلي نازو دوست داشتنيه :-* خدا بهتون ببخشدش و همه تون زير سايه حق تعالي محفوظ باشيد. از خدا ميخوام دوباره اون سفر روحاني رو قسمتمون كنه . التماس دعا