فرصتی برای بیشتر با هم بودن...

دانیالم

پسرم

بخاطر عید فطر و آخر هفته خوردیم به تعطیلات و پدرت  و من بخاطر ترافیک و ساعتها در مسیر بودن سفر را و آب و هوا عوض کردن را به یه وقت دیگه موکول کردیم

 

چه فرصت خوبی بود برای بیشتر کنار هم بودن

از فرصت استفاده کردیم وبردیمت به یه پارک سرپوشیده

 

دانیال

برای رفتن به این مکان سر از پا نمیشناختی

وقتی رسیدیم انقدر ذوق میکردی و یه حال و هوای شیرینی داشتی

بلیط گرفتیم و از قطار شروع کردی...

دانیال جمالی

برای سوار شدن به بازیهای بعدی من و پدرت دودل بودیم که وسط بازی بترسی یا جا بزنی اما نه ....نمیدونم غرورت نمی ذاشت /یا میخواستی به ما ثابت کنی یا به مامانی رفته بودی که تو بچه گیم همیشه تو پارک عاشق بازیهایی بودم که یا واسه بزرگتر ها بود یا میخواستم بگم میتونم یا واقعا نترسیده بودی!

دانیال جمالی

 

دانیال

خلاصه ضامن خروج از این پارک یه پارک دیگه شد که تاب و سر سره داشته باشه /باز خوبه کنار اومدی باشرایط و قبول کردی

دانیال

روز خوبی بود و ما از لذتت لذت بردیم عزیزم

دانیال جمالی

پی نوشت 1:از خیلی وقت پیش شاید از عید هست که خیلی وقتها میگی من نینی توپم یا نی نی فوتبال که جدیدا به لیستت اضافه شده که مثلا فوتبال بلدی یا تسلط داری یه همچین معنی هایی و یا در حال انجام یه سری کارها همون آدم رو به اسم به خودت نسبت میدی..مثل /آقا تعمیرکار_اقا لباسشویی...

دانیال جمالی

 

 دوستت دارم کوچولوی دوست داشتنیقلب

/ 2 نظر / 20 بازدید
مامان دانیال

الهی عزیزم، دانیال جون حسابی مردی شده واسه خودش[لبخند]

رویا

خدا حفظش کنه[گل]