باز هم شبیه سازی...

سلام پسرم

دلبندم

وارد ماه شهریور شدم و من در فکرم که چقدر سریع 6 ماه از سال سپری شد

دانیال

پسرم دانیال علاقه تو به فضا روز بروز بیشتر میشه

چند وقت پیش در هنگام خواب نیمروزت از من سراغ دستکشهای آبی ات را که در زمستان میپوشی گرفتی وآ وردن دستکش همانا و از صبح تا شب با دستکش بودن همانا میگی دستکش های فضایی(فضانوردان) هست و گاهی وقتها قبول میکنی درش بیارم اما موقع خواب باید دستت باشه و ماسکت به سر و من منتظر تا خوابت سنگین بشه و ازت جداش کنم

دانیال فضانورد

عزیزم این روزها اخلاقت دچار دگرگونی شده

برای بیرون رفتن از منزل مخالفت میکنی و وقتی با هزار  طرفند به بیرون میریم میگی چرا گریه میکردم یا چرا نمیخواستم بیام

در پارک مثل قبل توی صف تاب می ایستی اما وقتی سوار میشی و کسی بخواهد سوار بشه میگی من پیاده نمیشم  جالبه تا چند وقت پیش یا سراغ کسی را میگرفنی سوار بشه یا تا کسی می آمد پیاده میشدی

وقتی به یک جمع یا مهمونی میریم خیلی خوشت نمیاد دوست داری کنارت باشم و شاید در بدو ورود حتی گریه کنی

 

دانیال جمالی

و من مثل همیشه به فکر فرو میروم که چگونه لحظه هایت را شیرین تر کنم

/ 0 نظر / 26 بازدید