روزهایی که میگذرد...

 

پسرم زمان با شتاب میگذرد و تو جلوی چشمانمان رشد میکنی ....

لحظه لحظه های با تو بودن را میستایم...

مهندس دانیال

لحظه هایی که بازگشتی ندارد...

آری این است زندگی ...نمایشنامه ای تکرار نشدنی....

کاش نمیگویم /آرزو میکنم برایت بهترین باشم ....

دانیالم این روزها شیرین تر شدی شاید به جرات بگم تمام حرفهایمان را میفهمی یا از حالتمان درک میکنی...

پسرم حس میکنم صبورتر شدم .......نه تو مهربانتر شدی....تو که وجودت هدیه ایست که هرروز برجسته تر و با ارزش تر میشود ...هدیه ای آسمانی از جانب خدایی که از لطفهایش  هر چه بگویم کم است/لطفهایی که به مادرت کرده و تو در هر لحظه از زندگیم بزرگترین لطف خدایم هستی....

دانیال جونم

این روزها هنو ز در ماه رمضان هستیم/روزه داری و گرمای شدید و تو که بسیار دلم برایت میسوزد چرا که بخاطر گرما و بیحالی ما باید در خانه باشی وبا اسباب بازی های ات سرگرم بشی/خیلی سعی میکنم حوصله ات سر نره /

باهم توپ بازی میکنیم

پازل بازی

دکتر بازی

کارتون میبینی

قایم موشک بازی

لوس بازی

لباسشویی

حمام

و شاید در سینک آب بازی

دانیال و سینک

عزیزم تو بسیار خواستنی شدی

همیشه قدرتو میدونم قدر نعمتی که بسیار برایم بزرگه و باید خیلی با احتیاط باشم تا لایقت باشم....

گاهی وقتها از ذوق بودنت اشک در چشمهایم حلقه میبندد اشکی که برایم خیلی با ارزش است .اشکی که به خاطر حضور تو مرا مهربانتر کرده

دانیال-بزرگ مرد-مهربان-عزیز.....دوستت دارم

 

/ 1 نظر / 9 بازدید

مادرت درست می گه هر روز شیر ین تر می شوی خداوند نگهدارت باشد